اسیر چشم تو

گفتند: نگذر از غرورت ، کار خوبی نیست

باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست

گفتند: هرگز لشگرت را دست او نسپار

این خائنِ بالفطره پرچم دار خوبی نیست !

سیگار و تو، هردو برای من ضرر دارید . . .

تو بدتری؛ هرچند این معیار خوبی نیست !

ترک تو و درک جماعت کار دشواری ست

تکرار تنهایی ولی تکرار خوبی نیست

آزادی از تو، انحصار واقعی از من

بازیِّ شیرینی ست، استعمار خوبی نیست

از هر سه مردِ بینِ بیست و پنج تا سی سال

هر سه اسیر چشم تو... آمار خوبی نیست!

دیوار ما از خشتِ اوّل کج نبود، امّا . . .

این عشق پیر لعنتی معمار خوبی نیست

دیوارِ من ، دیوارِ تو ، دیوارِ ما ... افسوس

دیوارِ حاشا خوبِ من، دیوار خوبی نیست

آرام بالا رفتی و از چشمم افتادی

من باختم؛ هرچند این اقرار خوبی نیست . . .


امید صباغ نو

/ 0 نظر / 20 بازدید